پنجاه و دو / جبران
یادمه یه روزی به س گفتم توی اینستا رقابت کی از همه خوشبخت تره داغه و توی بلگفا کی از همه بدبخت تره؟
حالا شده حکایت خودم
نمیدونم چرا وقتی حالم گرفته س یاد اینجا میفتم
.
ساعت ۳:۲۰ بامداده و من مثل یه جغد مغموم نشستم بالای سرخودم
خوابم نمیبره
خستم خوابمم میاد ولی نمیبره
.
امروز خیلی دلم گرفته بود
خیلی زیاد
.
کاش تهران بودم و بچه نداشتم و دوشنبه میرفتم مراسم تشییع
.
حسین آقام، همه میرن
تو میمونی برام...
.
چشمام میسوزه
.
کاش خدا همشو با مهربونی ببینه
کاش یه روز بشینه جلوم بگه میدونم چقدر درد کشیدی
چقدر سخت بود
چقدر بغض داشتی
چقدر دلت میخواست همه چیو بذاری و بری
من میدونم
من دیدم
خودم واست جبران میکنم....
.
